نوشته فارس باقری
صمد چینی فروشان
با نهایت احترام به شما جناب آقای فارس باقری، من صمد چینی فروشان هستم، منتقد تئاتر که امیدوارم حداقل نامم را شنیده باشید. من با کمال تاسف و بااحترام و خضوع تمام ، نوع خوانش یکسویه ی شما در این نوشتار از یافته ها و اندیشه ورزی های متفکران غربی در حوزه های علوم انسانی و نقد مناسبات انسانی و علوم اجتماعی را از اساس واژگونه، غیرسودمند و مخرب برای فرهنگ سیاسی و اجتماعی ایران می دانم و بطورکلی، آن را، نوعی سد سازی - شاید ناآگاهانه - بر سر راه ترمیم و اصلاح رابطه ی هنر و سیاست در کشورمان تلقی می کنم؛ ازآن دست رویکردهای - احتمالاَ ناخواسته - متاثر از روال های معمول اهالی قلم برج عاج نشین بی مسئولیت سال های میانه ی عصر پهلوی که بدون توجه به الزامات و ضرورت های فرهنگی- ادراکی و سیاسی جامعه ی خود ، با نوعی بدفهمی ادبیات انتقادی غربیان که خود مولود ترجمه های بد و پر مغلطه ی آثار فلسفی- انتقادی غربی در ایران بوده و هست، با تئاترما - در همسویی ناخواسته با تلقی سیاست ورزان و سیاست پیشگان نان به نرخ روز خور بی وطن بعضاَ کم شعور و بی سواد دیروز و امروز ما از هنر بطورکلی و هنر تئاتر بالاخص- همان کاری را می کند که مطلوب بهره کشان و استثمارگران این ملت طی سالیان سال، بویژه پس از جنبش ناکام مانده ی مشروطه بوده و هست: یعنی دامن زدن به توهم دشمنی به اصطلاح، ناگزیر و علاج ناپذیر میان هنر و هنرمند با سیاست و حکومت و نظم های مستقر. من، نوع رویکرد شما به موضوع قدرت و تئاتر در این نوشتار را متاثر از خوانش نادرستی از مفاهیم ، متون و اندیشه های متفکرانی می دانم که هدف از نقدها و رویکردهای انتقادی شان همواره و در طول تاریخ مدرن، گشودن دریچه های تازه و متنوع در برابر فهم جهان و نفی استبداد اندیشه بوده است و نه جایگزین کردن استبدادی با استبداد ی دیگر. من جسارتاَ و با کمال تاسف نوع خوانش شما از مفاهیم و اندیشه های متفکران نام برده ی خودتان را نادرست و بویژه خوانشی سیاسی از رابطه ی هنر و قدرت می دانم. من نوع خوانش شما از تئاتر، در این نوشتار را منکر ارزش های فرهنگساز خلاقه و ارزش های زیبایی شناختی تئاتر و نافی نقش اساساَ غیرسیاسی و انسان و تحول آفرین آن ها در ماهیت و کیفیت تفکر و شیوه ی اندیشه ورزی مردمان در باره ی خود و جهان پیرامونی بطورکلی می دانم. در نوع رویکرد شما به مفاهیم مدرن، هنر تئاتر به سلاحی تشبیه شده است که هدفی جز مقابله با قدرت مستقر ندارد درحالیکه تئاتر در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود، بیش و پیش از هرچیز دیگری به کار اصلاح روال های اندیشه ورزی و دگرگون سازی مبانی، اصول و معیارهای تفکر و درک متقابل انسان از انسان و فهم انسان از حیات بطورکلی و بالاخص، حیات انسانی می آمده است و می آید و نه مقابله و نزاع با سیاست که در این صورت خود تئاتر نیز به عاملی برای تحمیل قدرت گروهی بر گروهی دیگر و ابزاری برای اعمال قدرت بخشی از جامعه بر کلت جامعه تبدیل می شد. و مهم تر اینکه در ایران، تئاتر باید خود را نه برای مقابله با قدرت های سیاسی بلکه برای اصلاح روال های اندیشیدن و جایگزین سازی روال های تفکر مدرن بر روال های اندیشه ورزی کهنه و پوسیده و مغشوشی آماده کند که طی اعصار پر از تحقیر و تجاوز و در طول تاریخ دربدری و وحشت و جایگزینی های مکرر هویت های گوناگون بر ذهن و روح و مغز و روان انسان ایرانی، با سماجت تمام و بگونه ای درمان ناپذیر، جا خوش کرده و خیال ندارد دست از سر این سرزمین بردارد. بله جناب آقای فارس باقری که بی شک در آگاهی از اندیشه ورزی های مدرن و فرامدرن متفکران دیروز و امروز جهان ، بسیار و بلکه فرسنگ ها از من آگاه تر و پیشروتر و مطلع تر هستید،هدف متفکران غربی از اندیشه ورزی های بدیع در عصر مدرن، نفی استبداد اندیشه، یکسویه نگری و اثبات امکان خوانش های متنوع از مسائل انسانی بوده است و نه تبدیل شدن به پرچمداران مستبد و پیامبران خودشیفته ی نزاع ها و جنگ های صلیبی جدید.آنچه ما باید از آن ها بیاموزیم نوسازی نگاهمان به جهان درون و بیرون خودمان و نفی استبداد اندیشه در درون خودمان است.
برچسب:
نویسنده: باربد عباسی