نقد تئاتر و تجربهی تئاتری، اجزای به هم پیوسته و در عین حال، وابسته به کلیتی به نام تئاتر هستند. بنابراین، وقتی می خواهیم دربارهی وضعیت نقد تئاتر حرف بزنیم، باید وضعیت تجربهی تئاتری موجود را هم در نظر داشته باشیم؛ و... قبل از پرداختن به این دو هم، باید ابتدا به کلیتی به نام تئاتر و وضعیت آن بپردازیم. پس، از منظر تفکر انتقادی، بدون بررسی وضعیت حال حاضر تئاترایران نمی توانیم، نه وضعیت واقعی نقد تئاتر و نه کیفیت ویژهی تجربهی تئاتری دوران اخیر در کشورمان را مورد واکاوی قرار بدهیم.
برگزاری هرگونه نشست هم در این خصوص، اگرچه ممکن است به ظاهر، موٌید پذیرش تفکر انتقادی، حداقل در میان جامعهی فرهنگی کشور ما باشد اما، تا زمانی که مسئله.. صرفا درمحدودهی برگزاری (نشست) خلاصه شود، هیچ کاری نه از نقد و نه از تفکر انتقادی بر نخواهد آمد و چاره ای هم برای این دو، جز سرگرم سازی خود با تئوری یا تن دادن به ظواهر امور، باقی نخواهد ماند. اما، وظیفهی تفکر انتقادی چیست؟ و راهکاری که در این مورد پیش روی ما می گذارد کدام است؟
برچسب:
نویسنده: باربد عباسی