شازده احتجاب روایتگر زوال و تباهی انسانی
نگاهی به نمایش شازده احتجاب
به کارگردانی افشین زمانی
صمد چینی فروشان عضوکانون ملی منتقدان تئاتر
مقدمه
شهریار مندنی پور درپاسخ به پرسشی دربارهی محوریت وجه تاریخی رمان شازده احتجاب، گفته است:” هدف از نوشتنِ داستان، شهادت دادن دربارهی تاریخ نیست... هر داستان یا رمانِ شاهکاری، اگرچه دارای زمان و مکان خاصی است اما به هرحال، استعاره یا نمادی خواهد شد برای همیشه و همه جا...” از منظر او، روایت زوال استبداد(قاجای)، فقط یکی از بردارهای این رمان است و شازده احتجاب، بیش از هرچیز، روایتِ زوال و تباهی انسانی است. شهریار مندنی پور همچنین در مخالفت با نظر کسانی که شازده احتجاب را در زمرهی رمان های جریان سیال ذهن معرفی می کنند معتقد است که عامل سیال بودگی روایت در شازده احتجاب، نه کاربرد تکنیک جریان سیال ذهن در نگارش آن بلکه سیالیت فرم روایت این رمان است.
به این ترتیب، رمان شازده احتجاب، طی سال های انتشار رسمی پر ممانعت و محدودش تا به امروز(یکبار ۱۳۴۸ و بار دیگر ۱۳۶۸)، با رویکرد نظری یا تحلیلی متفاوت دربارهی تکنیک روایی و درونمایهی خود مواجه بوده است و شاید به همین دلیل هم - طی سالیان پس از مرگ نابهنگام و پرسش برانگیز نویسنده اش- حداقل دو رویکرد یا دو خوانش صحنه ای متفاوت را تجربه کرده است: اولین آن با دراماتورژی(به معنا درام پردازی) علی رفیعی که حدود دو دههی پیش بر صحنهی تالار وحدت به نمایش درآمد و دومی، با دراماتورژی(به همان معنای پیش گفته) افشین زمانی که اخیرا (طی ماه های آذر و دی ۹۸) در تماشاخانهی هامون به روی صحته رفت.
برچسب:
نویسنده: باربد عباسی