خرید بک لینک

برای یک ملت, حافظه ی تاریحی ,کارکردی مشابه حافظه برای یک فرد انسانی دارد. وقتی حافظه ی یک انسان دچار اختلال شود, دیگر نه فقط از فهم موقعیتی که در آن است عاجز می ماند بلکه از یادآوری مبداء و مقصدخود نیز بازمی ماند. یک انسان در چنین موقعیتی,حتی اگرمورد حمایت هم قرارگیرد,برای همیشه در سرگشتگی و بی هویتی مطلق بسرخواهد برد .

با این توصیف, اگر فراموشی تاریح را مهمترین مانع حود آگاهی یک قوم یا یک ملت بدانیم, هرگونه تلاش برای ثبت و ضبط اسناد مربوط به رویدادها و دستآوردهای گذشته و فراهم کردن امکان مرور و مطالعه ی آن ها یرای نسل های آینده را نیز باید کوششی در راستای پاسداری ازهویت آن قوم یا ملت تلقی کرد. فعالان حوزه ی آرشیو را ميتوان به معماران و پلسازانی تشبيه كرد كه می کوشند گذشته را به آينده پيوند بزنند و بی شک, با درک همین واقعیت بوده است که اقوام و ملت ها , از زمان های بسیار دور, به تاسیس خزانه ها و آرشیو های اسناد روی آورده اند.

تاریخچه ی آرشیو در ایران به دوران هحامنشیان بازمی گردد و یونانیان شاید کهن ترین اقوامی بوده اند که به ضرورت وجودی آرشیو پی بردند و در ادامه ی همین سنت تاریخی بوده است که اروپائیان , بویژه از قرن هفدهم, سازمان ها و نهادهای مختلفی برای گرد آوری اسنا و مدارک در حوزه های محتلف تاسیس تمودند؛ رویکردی که بعدها نیز, به رکن مهمی از فعالیت دولت ها , نهادهای اجتماعی و فرهنگی و حتی سازمان های مردمی و گروه های مستقل هنری در جوامع پیشرفته تبدیل شد.

یکی از زیان های ناخواسته ی انقلاب ها در همه ی دوران ها, رد و انکار "هیجانی" بخش مهمی از یافته های رنج آمیحته ی ملت ها بوده است و انقلاب 57 نیز در آغاز, از این عارضه در امان نبوده است؛ پدیده ای که از همان ابتدا , سبب ساز بروز برحی شکاف های درازمدت میان نسل ها, بویژه درحوزه های مربوط به فرهنگ و هنر شد. این تجربه , هرچند برای مردمان ما در طول تاریخ, بی سابقه نبوده است اما, به تدریج, جامعه ی انقلابی را وادار نمود تا برای رفع عوارض این گسست نا حواسته, هزینه های بسیاری پرداخت کند که البته, در این مورد نیز, همچون همیشه ی تاریح این مردم , گام های اولیه را خودِ اهالی فرهنگ و هنر برداشتند. هنرمندان پیشتاز این فرآیند, با صرف وقت و تلاش های انقلابی و روشنگر بسیار, درآغاز, بی آنکه دیده شوند و سپس تحت پوشش هماندیشی ها و نشست های مستقل , ارگان ها و نهادهای انقلابی را, اگرنه به پی روی,حداقل به حمایت و پشنیبانی از خود ترغیب نمودند. اقداماتی که تحقق بسیاری از پژوهش های معاصر در حوزه ی هنرهای نمایشی, از جمله چاپ و انتشار کتاب حاضر و برحی منایع دیگر را برای جامعه ی تئاتری ما ممکن نموده است .

کتاب "تئاتر گیلان پس از انقلاب اسلامی" نه فقط یک وقایع نگاری تاریخی یا کوششی در راستای هویت بخشی ملی, بلکه تلاشی در جهت ثبت توانش ها و ظرفیت های ی قوه ی تخیل مردمان گبلان و جلوگیری از فراموشی دست آورد های فرهنگی مردمان این دیار است. علی رضا پارسی, چنان که خود در پیشگفتار این کناب می گوید, به رغم شرایطی که درآن," فرهنگ جمع آوری اسناد و مدارک وتدوین کناب های مرجع موضوعی, تاحد زیادی وجود ندارد" با گردآوری اسناد پراکنده ی مربوط به نلاش های هنرمندان خطه ی گیلان,که متاسفانه درهیچ کجا حتی درنهادهای مسئول فرهنگی نیزثبت وضبط نمی شوند, علاوه بر پیشگیری از امکان فراموشی کسانی که "خون دل خورده اند تا چراغ تئاتر گیلان روشن بماند" بر حقیقتی اشاره دارد که هنوز هم بعد از گذشت نزدیک به چهار دهه از پیروزی انقلاب, از دید پرچم داران دیروز و امروز انقلاب 57 پنهان مانده است که آن هم چیزی نیست جز تاسیس آرشیو ها و مخازنی برای گردآوری علمی اسنادِ مربوط به تلاش های حلاقه ی انسان هایی که کوشیده اند و می کوشند تا طلایه داران و سازندگان فرهنگی باشند که قرار است نه فقط برگذشته ی تاریخی درخشان خود بلکه بر دستآوردهای معاصرخود نیز ببالند و از اینطریق، به جهانیان ثابت کنند که دیگر, سنت دیرپای احترام به هنر و هنرمند و حفظ و پاسداشت ارزش ها و دستآوردهای خلاقه ی هنری, مثل بسیاری دیگر ازسنت های علمی و عقلانی انسان معاصر, ملک طلق جوامع غربی نیست و ایران امروز, ازاین آزمون عقلانی بزرگ نیز, سربلند بیرون حواهد آمد.

در آغازین صفحات نمایشنامه ی "چیمریکا" به ترجمه ی نازنین دیهیمی – مهدی نوری نقل قولی از "جی. جی. بالارد" درباره «قدرت تخیل» آمده است که اشاره به آن دراین مختصر خالی از لطف نیست. او می گوید: «من باور دارم که قدرت تخیل میتواند جهان را از نو بسازد، حقیقتی را که درون ماست آزاد کند، تاریکی را پس براند، از مرگ فراتر رود، بزرگراهها را به روی ما بگشاید، و.....» آنچه تلاشگران بی ادعایی همچون علیرضا پارسی, با گردآوری اسناد و مدارک مربوط به فعالبت های هنرمندان تئاتر نواحی مختلف ایران زمین انجام داده و می دهند, تلاشی درپاسداشت نخیل و مجهزکردن سرزمین ما به قدرتی است که به زعم "جی جی بالارد" می تواند ما را از تاریکی ها و تیرگی های جهان معاصر به اعماق روشنایی های آینده رهنمون شود.

امید که تلاش های مسئولانه ی پژوهشگران و هنرمندانی نظیر علی رضا پارسی , نهادهای متولی فرهنگ و هنر این سرزمین را بیش از پیش, به ضرورت تاسیس مخازن و آرشیوهای شایسته, در همه ی عرصه های هنر, بویژه در عرصه ی هنر فرهنگساز تئاتر ترغیب نمایند تا آیندگان ,آن ها را, به استفاده ی صرفن ابزاری از هنرمندان تئاتر در این کشور, متهم نکنند.

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵ساعت 17:16 توسط samad chiniforoushan |

برچسب: نویسنده: باربد عباسی تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 14:36

صفحه بندی