پاسخ به سئوال یک خبرنگار
دههی 1380
- تئاتر، اساساً در طول تاريخ ،جايگاهي درفرهنگ ما و لذا در ميان خانواده هاي ايراني نداشته است .علت آن هم روشن است؛فرهنگِ بيگانه با گفت و گو، قادر به توليد تئاترنيست: هنري كه مسائل عام و خاص بشري را ازطريق كشمكش ميان انسان با خود يا ديگري، بربنيان يك طرح داستاني معين (باتعاريف خاصش در طول تاريخ) ميان مخاطبانش به گفت وگو مي گذارد. باوجود اين اما، نياز به گفت و گو و درك ضرورت آن، ازهمان قرون اوليه،در فرهنگ ايراني و در ميان هنرمندان و فرهيختگان انگشت شماراين مردم مطرح بوده و خود را دراشكال مختلف،به ويژه درشعرو موسيقي و برخي جنبش هاي اجتماعي بروز داده است. به گفت و گوي سازها در موسيقي سنتي ايراني توجه كنيد.
تئاتر،اگرچه دراواخر قرن سيزدهم(هجري شمسي) ازباب تقليد و خودنمايي درباريان وارد فرهنگ ايراني شد اما خيلي زود به ابزارقدرتمندي براي فرهنگ سازي وگفت و گوي ميان روشنفكران با يكديگروبا اقشاركم شمارمياني جامعه تبديل شد.توسعه ي شهرنشيني وگسترش صنعت، به افزايش شمار طبقه ي متوسط منجرشد كه ازمشخصه هاي آن ميل به گفت و گوي درون فرهنگي و ميان فرهنگي ازطريق هنرها و مهمترين آنها هنرتئاتربود. واينطوربود كه تئاتررفته رفته به يك ضرورت تبديل شد: هنرستان ها و دانشگاهها تاسيس شدند،تالارهاي تئاترساخته و دايرشدند و تئاتر، هر روز بيشترو بيشتر،به درون خانواده ها راه پيداكرد.
باپيروزي انقلاب، كه خود محصول گفت و گوي درون فرهنگي بود، تئاتر،بيش از پيش توسعه يافت واز هنري روشنفكري به هنري مردمي تبديل شد. در طول جنگ تحميلي، مساجد نيز، همچون سنگرها، قرارگاهها واردوگاهها ، ميزبان گروههاي تئاتري شدند.حالاديگرمخاطبان تئاتر،نه يك گروه خاص و تحصيل كرده كه عامه مردم بودند. و به همين دليل بود كه با پايان گرفتن جنگ تحميلي، نهادها و انجمن هاي متعددي براي حمايت ازتئاتر تاسيس شدند: حوزه ي هنري ، انجمن تئاترمقاومت و....به اين ترتيب، تئاتر براي نخستين بار درتاريخ يكصد ساله اش درميان خانواده هاي ايراني صاحب جايگاه شد. دراين ميان، صداو سيما نيز،طي دهه ي اول بعد جنگ تحميلي،باپخش تله تئاترها وضبط و پخش برنامه هاي تالارهاي نمايش، نقش بسيارموثري در تعميق جايگاه تئاتر در ميان خانواده ها ايفاكرد.
2- چرا تئاتر جايي در سبد خانوار ايراني ندارد؟
برچسب:
نویسنده: باربد عباسی